های مَلِیکُن

اگر حاله ما رو جویا باشَندی عارضم خدمت اَنوره مُنوَرتان که

این روزها از بی نِتی رنج میبریم و مادره گرامی مان با دُمِ نداشته اش از شدت شادمانی گردو میشکند و

جشن و پای کوبی در دلش برپاست از قطعیه نته ما. کلا مایه ی شور و شعف خانواده را

فراهم آوَردوندیم و در دلشان جشنواره بر پاست. به گمانم اینقدر که

از قطع شدنه نت ما خوشحال و مسرور و مَفیوض میشوند

از قبولی ما در عَرشد(بلند بوگو ایشالا) خوشحال نخواهند شد به همین موهای نداشته ی حسن کچل قسم

اکنون نیز با نت عاریه ای در خدمتتان هسدیم. باشد که خداوندِگار از ما بپذیرد

خبر دیگر این که این روزها سخت مشغول درآوَردوندَنه دندان عقلِ فلان فلان شده مان میباشیم

یادمان است چند سال پیش 2عدد دندانه عقل در فَکِ پایینمان خداوند به ما اعطا فرمویید

ولی گویا یادش رفته بود طی این چند سال آن دوتای بالایی راهم در دهانه مبارکمان بکارونه

و حال که پا به سن گذاشته ایم و دچار کهولت سن گشته ایم تازه خدای متعال یادش اومده هعی دله غافل

من خو یادم رفت اون دوتا دندونه این جونوره دوپای شُل مغز رو بذارونم تو دهنش

این شد که از دو روز پیش دیدیم یک چیزی هی در دهانمان تیر اَندَر هَمی دَر کند(یعنی همون تیر میکشه) و

لثه مان میخارد دیدیم بعلهههههههه خدا عنایت فرموده و آن دو عزیزه از یاد رفته را به یادآورده

حالا لامصب یه دفعه ای هم درنمیاد آدم راحت شه هی ذره ذره یکم میاد بیرون دهانمان

صاف و صیقل میشه تا این دوتا دندون دربیاد تازه اون یکیش هنو ازش خبری نی

فقط یکیش یه ذره دراومده اون دوتا پایینی هم که داشت درمیومد اینقدر کند رشد میکرد

فِس فِس کُنان دراومدن و منو بیچاره فرمودن اصن یه وعضی

ای خدا نخواستیم بابا 21سال با دوتا دندون عقل سرکردیم حالا که پابه22سالگی

نهادوندم دیگه اون دوتا رو مُخام چیکار باشه ماله خودت اصن بده به این پیرمرد پیرزنایی که

دندون مصنوعی دارن دوتا دندونم براشون دوتاست غنیمته اصن

 

حاله مونس(گل شمعدونیم) هم خیلی بهتر شده خداروشکر دوباره داره جون میگیره

از بس که هر روز نازش میکنم قربون صدقه ش میرم .

 

+خدایا قربون دستت این نته ما رو رو به راه کن دندون عقلا رو خودم یه غلطی میخورم دَندم نرم تحملشون میکنم

خدایا نِت نِت (آیکُن رها درحاله تکان دادن دستمال قرمز برای خدا جهت جلب توجهِ آن عزیز)

+هم اکنون باباهی اومد خونه برامون بستنی خَرونده جاتون خالی . حالا بستنی رو بِلش

قبضه موبایلمم پرداختونده. منو این همه خوشبختی محاله محاله دس دس دس حالا

قِر قِر .(آیکن رها درحاله بِشکَن زدن)

خدا رحمت کنه بابای همراه اول رو اگر پیامای تبلیغاتی همراه اول نبود موبایله من تار عنکبوت می بست

هر وقت برام اس میاد و میگن اس اومد برات میگم ولش کن تبلیغه .وقتایی که میرفتم دانشگاه و

تو راه موقع حرف زدن با فاطمه برام اس میومد فاطمه میگفت باز بانک کشاورزی بهت اس دادخنثی

دوست و رفیقه من دارم عاخه؟؟؟؟سالی ماهی یه بار وقتی کار دارن یه اس میدن

سالی ماهی یه بارم خدا میزنه پسِ کله شون دلشون تنگ میشه یه اس میدن تماااااااام.

خخخخ خودمم بهتر عَ اونا نیستم خداییش

سالی ماهی یه بارم گوشیم زنگ میخوره یا اشتباه گرفتن یا باباست یا مامان یا خاله گاهی هم دایی یه وقتا هم داداشی

تازه همینشم بیشتر وقتا سایلنته اصن متوجه نمیشم زنگ زدنقهقهه

 

 +تازگیا خودم خود به خود قبله اذان صبح بیدار میشم بدونه نیاز به کوک کردن ساعت

اینقدر ذوق مرگ میشم اینجور وقتااااااااا البته بعده نماز باز میخوابم مثلا هفت بیدار شم

صبحانه بخورم از8 شروع کنم به درس خوندن اما خواب میمونم 8 یا 8ونیم بیدار میشم خخخ.از اونوَر جبران میکنم

حالا ببینم میتونین چشمم بزنین فردا صبح نمازم قضا شه یانه متفکراین کارو نکنین گناه دارم

کلی نماز صبح قضا شده باد کرده رو دستمنگران

 

+بابا خطاب به آبجی کوچیکه: تو چرا اینقدر خوشگل شدی امروز؟بغل

منم خو طبق معمول نقش برگ چغندر و بوق رو ایفا میکنم این وسط.حسودم دماغتونه اصن زبان

 

با تمام سختی ها و مشکلات من خوشبخت اَستَمنیشخند