حالا که رسید به 100تا دیش دارادان دادان دان


امروز این آبجی کوچیکه تشریف فرما شدن مدرسه خداروصدهزارمرتبه شکر از این به بعد

نصفِ روز از شَرِّ ایشان خلاص میباشیم.بعد از اونجایی که این خواهره ما گروه سرود تشریف داشتن و قاری هم هستن

و امروز اجرا داشتن صبح زود اومدن بالا سر اینجانب ما را لقدکِش نموده عَ خواب ناز بیدار کردن که چی؟؟؟؟

که برم همراش ایشون که دارن برنامه اجرا می نِمویَن ازشون فیلمُ عکس بگیریم

بمیرم بچه م عُقده ای شده

خلاصه خانوادگی امرو رفدیم مَرررردِسه کُلی نوستالژی برام زنده شد اصن یه وعضی

این بچه های ریزقوله ریزقوله رو که میدیدماا مخصوصا این کلاس اولیای فندوقی رو

هی دلم پَر میکشیدبرا دوران دبستانِ خودم اصن رو به تیفال یهو دلُم خواس که

یه بچه کلاس اولی داشتم دستشو میگرفتم میاوردمش مدرسه عواطف مادرانه ام وَرقُلُمبید به شدت

بعدشم به بهانه فیلم گرفتن رفتم خودمُ چپوندم کناره صفِ کلاس اولیا قاطی ماماناشون

هیچی دیه بعدم این میزُ نیمکتا و معلما و بچه ها رو که دیدم عَ تهِ دلم برا اون وقتای خودم تنگید

بعد اینقدررررررررررر دلم برا خودم سوخید که من جشن شکوفه ها نداشتمنگران

نه که زمانِ ما نباشه ها ! بود. اما درست روزِ اولِ مدرسه رفتنِ من مصادف شد با

تشییع جنازه ی بابابزرگِ خدابیامُرزم و رفتیم شهرِ پدری و یک هفته دیرتر رفتم مدرسه

تازه چون دیر رفته بودم کتاب ریاضی نداشم کتاب تموم شده بود و بعده چند روز

کتاب ریاضی دار شدم حالا یادم نی خودِ مدرسه تهیه کرد(که خیلی بعید میدونم) یا

این که بابا رفت اداره آموزش پرورش گرفت(بابا الان خونه نی که ازش بپرسم)

الهی قربونِ خودم برم که اینقده مظلوم بودم. این آبجی کوچیکه درست عکسه منه

هرچی من تو مدرسه خجالتی بودمُ اصن تو کاره اجرای برنامه و این چیزا نبودم این

خواهره ما تو همه برنامه های مدرسه داره خودشیرینی میکنه اونم با چه سرزبونی لامصب

البته بنده هم فقط جلو معلما ساکت و سربه زیر بودم درموارد دیگه...هیس اصن دِهَع.

تو کلِ دورانِ مدرسه فقطُ فقط یه بار تو راهنمایی میکروفُن گرفتم دستمُ برنامه اجرا کردم

اونم به زوووووووووووووووورررررررررررررررررر و اجبار

بعد این خواهرما سردسته ی همه ی برنامه هاست.

بگذریم.

این آهنگِ بوی ماهِ مهر که پخش میشه ها اصن یه حالی میشم.

اصن امروز همش دلم خواست معلم بشم.خنثی

دیشب تا ساعت یک داشتم کتابای سرکار خانم رو جلد میکردم هنو سه تاش مونده

اصن همون بهتر که بچه کلاس اولی ندارم نخواستم اصن.

خوابم میاد یکی دیگه میره مدرسه بی خوابیش میمونه برا منه فَلَک زدهخمیازه