ما بچه بودیم میخواستیم شعر بخونیم میگفتیم

یه توپ دارم قِلقِلیه

بعد این خواهره گرامی و کوچولوی ما میخواد شعر بخونه

میفرماند: هوای خونه دودآلود و شیک مثه هوا تهروووووووووووونـــــه

همه چی جـــــــــــــــــــــوووووووووورههههههههه

فلانی نمیخواد شیطونی کنه ولی دیگه مجبــــــــــورررررررررررررررررههه

 

استرس خاک تو گوره دشمنم حالا من با این بچه چیکار کنم؟

عَ دست دَر رفتنگران