دو تا از نقطه ضعفام و چیزایی که واقعا عصبیم میکنه و

به زور خودمو کنترل میکنم که از کوره در نرم و نزنم طرف رو کارتپُستال کنم

اینه که 1- یکی موقع خوردن کنارم مَلَچ مولوچ کنه

2- یکی ناخنای بلندشو تَق تَق به صورت ریتمیک بزنه رو میز یا

هرجای دیگه و مثلا برا خودش آهنگ سازی کنه

یعنی به قدری این دو مورد رو مخمه که هر لحظه دلم میخواد بلند شم

زبونه طرف رو از حلقومش بکشم بیرون بعد به صورت کراواتی دوره گردنش

گره بزنم بعدم روده ی بزرگش رو با مغزش پیوند بزنم به صورتی که

بجای فکر کردن شکمش کار کنه بجای کارکردنِ شکم مغزش کار کنه

بعدم چشماشو در بیارم با چنگال و بدم دستش جا آبنبات چوبی

با همون زبونه کروات شده ش لیس بزنه

مخصوصا وقتی گرسنه باشم و فشارو قندمم پایین باشه و اعصابم تعطیل دیگه بدتر

اگه ساواک وَرنیفتاده بود حتما منو با جان و دل استخدام میکردن

ولی خب هی خودمو کنترل میکنم هی خودمو آروم میکنم تا از کوره درنرم

گاهی دیگه خیلی به اعصابم فشار میاد تذکر میدم

حالا این آبجی کوچیکه اون ناخنای فلان فلان شده شو بلند گذاشته و

کصافط از نقطه ضعفه منم آگاهه جهت لجبازی با من و سوارکاری رو

مغزه من هی اون چنگُلاشو میزنه رو میز و صندلی و دسته مبل

موقع غذا خوردنم مَلَچ مولوچ میکنه میخوام سرمو بکوفم تو تیفال

متنفرم از مَلَچ مولوچ کردن یعنی به قدری که از این کار متنفرم از کشیدنه

ناخن رو تخته سیاه مدرسه و صدای قیــــــــــــــــــــــژِش تنفر ندارم

یعنی میخوام خفه ش کنماااااا هی به زور خودمو کنترل میکنم میگم

رها آروم باش خوبه که میتونی فرو بردنه خشم رو تمرین کنی ولی

دیگه دارم واقعا سرریز میشم هر آن ممکنه بزنم لهش کنمکلافه

دعا میکنم زودتر مدرسه ها باز شه این فَندُقچه بره مدرسه هم اون

وامونده هاشو کوتاه کنه هم یه نصفه روز روانم از دستش آروم باشه

فعلا جهت جلوگیری از کُشتار و خون ریزی موقع لجبازی کردنش خودمو

میزنم به اون راه و سره خودمو گرم میکنم و بهش مَحَل نمیذارم تا فکر کنه

اصن این کارا جزو نقطه ضعفام نیست و اصنم رو مخم نیست و اصنم برام

اهمیتی نداره...فعلا این روش تا حدودی جواب داده

هووووووووووووووفففففففففففففففففففففففف

عصبی و روان پریشم مَماختونه تازشمابرو

هرکی اعتراض داره بگه تا بکُشمشخنثی