ظهر هوس لاک زدن کردیم خبرمان

با خودمان گفتیم خب لاک میزنیم بعد از اذان برای نماز پاکش میکنیم

پَد لاک پاکن هم نداریم اما استون که داریم بعد با خیال راحت لاک زدیم

خواهرمان نیز کلا ما بپریم توی چاه او نیز خیز وَرداشته شتَتَلَخخخخخ خودش را

می اندازد داخل همان چاهی که ما شیرجه زده ایم

بعد حالا رفته است لاکهایش را پاک کرده و به ما میگوید آبجی اَستون نداریمااااا

من:چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اون: داریم ولی خیلی کمه بیشترشو من زدم لاکمو پاک کردم

یه ذره هست ولی فکر نکنم کَفاف تو رو بده

جنابِ اِبلیس میفرماید بزنیم از وسط به دو نیمه ی نامساوی تقسیمش نماییم

حالا ما مانده ایم چه غلطی بکنیم برویم ببینیم میتوانیم با همان

مقدار باقی مانده دردمان را دوا کنیم یا نَع

+اَندَر مزایای داشتنِ خواهرِ کوچکتر