یهوی یادم اومد که دیروز گواهی نامه م 1ساله شده خخخخخ یاده سوتی هام تو

رانندگی افتادمخنده سه بار تصادف کردم یه بارم خطر از بیخ گوشم رد شده نیشخند

پارسال که هنو داشتم کلاس رانندگی میرفتم و تازه اوله کارم بود و هنو چندتا جلسه ی

آموزش توشهریم مونده بود جَوگیر شدم نشستم پشت فرمون اولش خوب رفتم آخرش هول شدم

شتَلَخخخخخخخخخ رفتم تو تیر برققهقهه البته تقصیر من نبودا

گویا تیره برقه قصده خودکشی داشته یهویی پرید خودشو انداخت جلو ماشین

شایدم منو ندیده و داشته از خیابون رد میشده اللهُ اَعلم

خلاصه رفتم تو تیر برق و عین بُز خشکم زده بود از ترس و میلرزیدم اصن یه وعضی داشتم

200هزارتومن خرجه ماشین شد عذاب بُژدانم گریبون گیرم شده بود تو اون وضع اقتصادی

خرج گذاشتم رو دسته باباهیم البته تا یه مدت فکرکنم یه ماه ماشینه همینجوری بود

بعد دیگه 200تومن سُرفیدیم درستش کردیم حتی یه بار با همین ماشینه درب و داغون شده توسطه اینجانب

بابا اومد دنبالم جلوی آموزشگاهه رانندگی و مربیم وقتی ماشینو دید

گفت این دسته گُله توئه؟؟؟؟؟منم خیلی غیورانه گفتم آره باهاش رفتم تو تیر برقمژه

اونم خندید گفت این که چیزی نی من خودم یه بار موتوره ماشینو آوردم پایین از بس

شدید تصادف کردم بعدم دلداریم داد گفت حالا نترسیا بازم خوبه قبله گواهی نامه گرفتن

کوبوندی تو تیر برق اگه گواهی نامه داشتی بیشتر اعتماد به نفست له میشد خخخ

تا یه ماهم داییم هروقت بهم زنگ میزد میگفت دیشب تو از این طرفا رَد شدی؟؟منه گولاخم میگفتم:

نخیرم من نبودم اونم میگفت آخه تیر برقای کوچه مون کَنده شده گفتم حتما تو اومدی از این وَرا با ماشین رَد شدیخنثی

داییه من دارم عاخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بعدم دیگه میگفتم اصن رانندگی نمیکنم و بابا میگفت:

غلط کردی اینقدر تمیرین میکنی تا یاد بگیری خخخخخ

یه قرص آلرزپامم خوردم از بس میلرزیدم

(عکس دسته گلی که به آب روان سپردم تو اَندَرونی موجوده)

2بارم تو راهِ برگشت از دانشگاه به خونه تصادف کردم اما شدید نبود خفیف بود

خیلی نَــــــــــــــــــرررررررررررم مالیدم به یه ماشین دیگهنیشخندالبته

یه بارش تقصیر من بود اما یه بار دیگه ش واقعا تقصیر طرف مقابل که

یه آقای پر رو هم بود می بود

یه بارم تو راه داشنگاه وقتی داشتم میومدم خونه یه ماشینی عین اولاخ از کوچه

مثه چی سرشو انداخت پایین صاف اومد وسطه خیابون منم سرعتم زیاد بود

داشتم راستَقیم میرفتم تو شیکمش که زود فرمونو دادم اونطرف افتادم تو لاین کناری که

ماشینا با سرعت از رو به رو میومدن باز نزدیک بود با ماشین رو به رویی شاخ به شاخ شم

زودی باز فرمونو برگردوندم اومدم تو لاین خودم قشنگ شَتَلخ شتلخ میخوردم به درو دیوار ماشین

اینقدرم از دسته اون عاغاهه ی اولاخ نَما عصبانی بودم که دلم میخواست برگردم پیداش کنم

بخوابونمش وسط خیابون 10بار با ماشین عَ روش رَد شم صدای ببعی بده اصن

ولی از بس ترسیده بود اومدم خونه باز سر کوچه مون همون یکی از نرررم مالوندنا

که قبلا ذکریدم رخ داد که تقصیر منم بود از بس ترسیده بودم و میلرزیدم نمیفهمیدم دارم

چیکار میکنماسترسبعدم اومدم خونه زود یه قرص اعصاب خوردم

تا چند روزم داغون بودم اصن میترسیدم به ماشین نیگا کنمنیشخند

اما باز مجبور شدم رانندگی کنم

الانم هنوز میترسم از رانندگینگران رانندگی میکنم اما درصورتی که مجبور باشم

تا بشه از زیرش در میرم چون هنوز گَندایی که زدم میاد تو ذهنم

اعتماد به نفسم له شدهقهر اصن من مامانمو مُخــــــــــــــــــــــــــام عررررررررررگریه


.................................................................................................

این شما و این شاهکاره هُنریه بندهمژه