حرفای مامان بابا بیشتر دلمو آتیش زد

کاش اَصَن بهشون نگفته بودم

سرِ شام به زور جلوی بغضمو گرفتم که نترکه و گریه نکنم

کاش هیچکس خونه نبود و مینشستم یه دلِ سیر گریه میکردم

 

+ببخشید انرژی منفی میدم همش...فقط اینجا میتونم راحت باشم