بُفرما اَندرونی


سه شنبه شب خاله اینا با بچه های شیطون بلاش اومدن خونه ما (از یه شهر دیگه اومده بودن)

خوش گذشت حسابی به شیرین کاری های پسرخاله 8 ساله مان خندیدیم

یعنی اسم فامیل بازی کردنش طنزی بود برا خودش اینقدر خنده م میگرفت که میخواستم زمینو گاز بزنم از خندهقهقهه

مثلا اسم با "ز" نوشته بود زاتره قهقهه منظورش طاهره بوده بچه م خخخخخخ بعد فامیل رو نوشته بود زهرایی

نمیدونم چرا اسم رو هم ننوشته بود زهرا یعنی خلاقیتش صاف تو پانکراسم

بعد غذا با "الف" نوشته بود انگورپلو قیافه و مزه این غذا رو که تو ذهنم تصور میکنم دچار مسمویت غذایی میشم اصن

بعد داداششم ازخودش بدترحیوون با"ق" نوشته بود قفقازیول

گل با "ز" نوشته بود زنبوری . داریم عایا ملت؟؟؟؟؟؟؟دارییییییییم؟؟؟؟؟

آبجی کوچیکه خودمم دیگه هیچی نگم بهتره که تُفِ سربالاست

رنگ با" گ" نوشته بود گاوی خنثی خلاصه سوتی زیاد دادن این فینگیلیا و بسی موجبات خنده ما را فراهم آوردند

بعد همین پسرخاله کوشولومون همون روز اولی که اومده بودن گلاب به روتون رفت توالت

بعد هنو نرفته برگشت و زُل زد تو چشای منو گفت : رها این دستشوییتون رو باید فقط جیش آبَکی کرد توش یا هر دو جورشو میشه؟؟؟؟

یعنی دل و روده م پیچیده بود به هم از خندهقهقهه بهش گفتم نه راحت باش هر دوجورش رو میشهنیشخند

بعد دیروز ظهرم مامان و خاله اینا رفته بودن بیرون خاله باید میرفت اِم آر آی و این حرفا

خلاصه این بچه های گودزیلاشو گذاشتن وَره دله ما و رفتن یعنی مخمو پَنچِر کردن از بس جیغ جیغ کردن و شیطونی کردن و

بدو بدو کردن آخر سرهم افتادن به جونه هم حالا نزن کی بزن قشنگ شده بود میدونه کشتی و

بنده هم داوره مسابقات جهانی-خانگیِ کُشتی اصن یه وعضی

بعد ناهار هم من باید درست میکردم که یعنی حرف نزنم بهتره روزه سکوت بگیرم آبرومندتره خخخخ بسی سوتی دادم

طریقه آبکش کردن برنج رو کلا یادم رفته بود استرساما به روی خودم نیاوردم

خیلی شیک و مجلسی اومدم از نت سرچ کردم رفتم برنج آبکش کردم خجالت

کوفط خو چیه خو مغزم مشغول بود اصن برنج دَمپختش خوبه ویتامینش حفظ میشه

وای به حالتون اگه مسخره م کنین یا بهم بخندین

حالا وقتی یه روز یه آشپز ماهر شدم حالتون گرفته شد میفهمین بی تَلبیَتاعصبانی

اینقدرم استرس داشتم که نکنه خراب شه برنجام خام بمونه یا شِفته شه هی پای گاز عرق ریختم

انگار مثلا میخوام جراحی مغزو اعصاب کنم خلاصه با هر بدبختی بود یه چلو مرغ ساختوندم اما

آخرشم پلوهام کم نمک شدخنثی ولی یه راهکاری براش ارائه دادم حین ریختن پلو توی دیس

یکم پلو میریختم بعد نمکدون وَرمیداشتم یه لایه نمکم میریختم روش بازیه لایه پلو یه لایه نمک همینجور بگیر برو تا تَه

ولی بازم نمکش همچی کافی نبود خیلی مجلسی به مهمانهای گرامی عرضه داشتیم:

نمکدون هست اگه نمکش کم بود خودتون بهش اضافه کنین بعلهنیشخنداصلا هم به روی مبارک نیاوردیم

یعنی اصن یه وعضی بودا خخخخخخخ خو اولین باری بود که برای مهمون و

برای تعدادزیادی از افراد آشپزی میکردم قبلا فقط اندازه 5نفر پُختونده بودمخنثی

جرات نمیکردم هیچوقت تنهایی و بدون کمک مامان برای مهمون آشپزی کنم ولی اینبار

مجبور شدم و تجربه خوبی بود و خداییشم پلوهاش با این که کم نمک بود ولی خوشگل از آب دراومد

اصن تازشم نمک برای فشارخون بده کم نمک بهتره شاید یکی تو جمع فشارخون داشت

کم نمک شه بهتر از اینه که شور شه تازشم ایشششششششششش

آیکُن: رها درحاله ماستمالیزِیشِن خرابکاری خود و سوت بلبلی زدن و

با تاب دادن نشینمَنگاه محو شدن در اُفق های دور دست به این صورت:patpat dance crazy rabbit

دیروزم خاله اینا رفتن خونه شون خاله قول داده 4شنبه هفته بعد بازم بیاد خونمون ولی

من رو قولاش هیچوقت حساب نمیکنم راستشخنثی