235.

دیروز با باباهی دخترپدری رفتیم دَدَر دودور خیلی وقت بود دوتایی نرفته بودیم بیرون قبلا که دانشگاه داشتم گاهی

میومد دمه دانشگاه دنبالم دوتایی باهم میرفتیم دنبال کارای بابا بعدم میرفتیم خونه ولی دیروز بهم گفت بیا بریم با من بیرون

تو راه هم همش بهش میگفتم خیعلی حال میکنی من باهات اومدم بیرونااااا بابایی هم میگفت بعله پَ چی

بعد من هعی خر ذوق میشدم

اینقدررررررررررر حال داد خیلی کیف میده آدم با باباش تنهایی بره بیرون اول رفتیم بیمارستانی که خاله بستری بود باس یه فاکتور میگرفتیم گرفتیم

 

بعد تو مسیرمون همون کافی شاپی بود که من همیشه ازش ذرت مکزیکی میگیرم بابایی رفت برام یک عدد لیوانه گُنده

ذرت مکزیکی خَروند. ووی خودااااا آخ قلبم.مدیونین اگه فکر کنین به عشقه ذرت همراه بابا رفتم و از قبل میدونستم که

مسیرش با مسیر ذرت مکزیکیه من یکیه هاااااااا شوما که میدونین من اصـــــــــــــــــــــــن به ذرت مکزیکی

اهمیت نمیدم اونه که هی به من اهمیت میده میگه بیا منو بخور بیا منو بخور. حالا اینا رو بِلششششششش

 

میخواستم بگم یکی از رمانتیک ترین صحنه های زندگیم وقتیه که بابا درحالی که یه لیوان ذرت مکزیکیه بزررررگ که

یه بیبی کُرنه ناناز هم روشه دستشه و از پله های اون کافی شاپ میاد پایین و حرکت میکنه سمت ماشین و

هی برام چشم و ابرو میاد و با لبخند به لیوان ذرت مکزیکی اشاره میکنه تا قشششششنگ دله من آب شه

بعد من هی تو ماشین بهش نیگا میکنم پَر پر میزنم تا زودتررررررر ذرتمو بهم برسونه بعد میرسه به ماشین

ووی من دیگه طاقت ندارم بقیه شو تعریف کنم براتون هق هق فین فین(آیکن: رها درحاله ریختنه اشکه عشق)

بَهههههههدِش لیوان ذرتمو میده دستم و من باکلی ذوق بهش میگم ممنون بابایی و دیگه اصن هیچی حالیم نی

مثه یک عدد ببعی میفتم تو لیوان ذرتم هی میخورم هی قربون صدقه ش میرم اصن یه وعضی بعد هرجا هم چراغ قرمزه یا

بابا یواش میره تندی یه قاشق ذرت میذارم دهنه بابایی .خدایا این خوشی ها رو عَ ما نگیر

بلند بگین آمـــــــــــــــــــــین

آبُمب

آنارنجک

 

بعدم رفتیم جواب آزمایش خونمو گرفدیم که طبق حدس خودم همه چیم خوب بود فقط کمبود آهن دارم و

مشکلاتمم بخاطر همین بود که حالا با تصحیح رژیم غذایی و مصرف مکمل آهن درستش میکنم

یه مدت بود کلا به خودم توجه نداشتم از بس درگیر اتفاقایی بودم که تو این مدت افتاد.ولی از این به بعد باس حواسم باشه

بعدشم رفتیم بابا چندجا کار داشت انجام داد و بعدم رفتیم چای سرخ(طبق پیشنهاد عطیه جون) و گل گاو زبون گرفتیم و  اومدیم خونه.

 

+خیلی وقته خودم تو خونه ذرت مکزیکی درست نکردم یکم وقتم آزادتر شه میرم تو نخش.خوبیه اون کافی شاپ

اینه که تو ذرتش کالباس و آت آشغال نمیریزه و  آویشنشم فراوونه که منم هلاکه این آویشنم

چقدر چرتو پرت براتون تعریف کردما.

 

+ سعی کنین چای سبز و چای سرخ رو روزانه مصرف کنین از چای سیاه خیلی بهتره و کلی هم خواص مفید و

آنتی اکسیدان داره من چای سبز رو زیاد مصرف کردم ولی دیروز برای اولین بار چای سرخ خوردم فقط اگه

فشارتون پایینه با شکر بخورین فشارتون نیفته(اینم عطیه جون یادم داد)

دیروز اولش با این چای سرخه ارتباط برقرار نمیکردم یکم با مزه ش مشکل داشتم چون اولین بار بود میخوردمش

بعد کم کم که خوردم دیدم نه همچی بدکَم نی بعد دیگه خوشم اومد ولی اولش

داداشم خیلی مسخره م کرد چون نشسته بودم با لیوان چای سرخم میحرفیدم میگفتم عزیزم چه خوشرنگی شوما

چه ترشی.با من دوس باش بدمزه نباش بذار بخورمت عطیه گفته تو خیلی مفیدی بعد داداشی چای سرخشو خورد یه نیگا انداخت به من

گفت داری چیکار میکنی  گفتم دارم سعی میکنم با مزه ش ارتباط برقرار کنم چون اولین باره دارم میخورمش

کلی مسخره م نمویید.ولی بجاش آخرش از مزه ش خوشم اومد و موفق شدماما بعدش لیوان چای سرخمو

آوردم کنار pc بعد تو نت زدم خواص چای سبز بعد نگو این چای سرخه وقتی دید تو نت زدم چای سبز

به وجناتش برخورد ناناحن شد زارت دستم خورد بهش ریخت رو موس و میز کامپیوتر اصن یه وعضی

فکر نمیکردم حسودیش بشه داداشمم با دیدن این صحنه زد زیر خنده گفت

خیلی خوب باهاش ارتباط برقرار کردی

 

/ 9 نظر / 8 بازدید
saeed

سلام وبلاگ خوشگلي داري دلنوشته هاتم خوندم خيلي خوب بود اگه دوست داشتي يه سرم به وبلاگ من بزن ممنون

مادمازل72

لاو ترکوندنتون با بابا و ذرتو عشق است...:-) خدایی ارتباط برقرار نکنی سنگین تری... دست داداشت درد نکنه:-)

عطیه

ای بابا چایی به اون خوشمزگی رو چیکارش کردین اولین باره میشنوم کسی سرخوردن این طعم آب آلبالو میده مشکل داشته باشه .برای یک لیوان چایی 2قاشق غذاخوری شکر مخلوطش کنی شیرینش میکنه و مثل شربت میشه و ترشیش دیگه ملس میشه مگراینکه موقع از اول پیمانه هات بیشتر از حدبوده یعنی چای سرخ زیادی ریختی تو قوری دوقاشق غ چایی را بعد آب کشیدن که خاکش رفت با حدود یک و نیم لیوان آب دم بکشه موقع خوردن بستگی به جنسش داره پررنگتر یا آبکی باشه اونش شمارو زحمت میده که با آب میزونش کنی رنگ آلبالویی روشن باشه خودم تنداگه و زیادی غلیظ باشه شکرهم حریفش نیست.بعدا غلغش دستت میاد.حدس میزدم کم خونی مشکلت باشه که اینم درکنار قرص آهن عالیه فقط فاصله یک تانیمساعت بین مصرف هردارو با داروگیاهی باشه.بعد یه مدت که کمک کار کبد و تصفیه خونت شد میبینی پوستت خوشرنگ شده.

البالو

سلام خدارو شکر!!

پارسا

خوب خدا رو شکر جواب آزمایش خوب بود به نظرت تو چایی سرخ، ذرت مکزیکی قاتی کنی خوشمزه تر نمیشه ؟! کافیست یکبار امتحان کنید! [زبان][مغرور]

آمیتیس

ها ؟ ها؟ ها؟ چی گفتی؟ نشنیدم! الان دیگه رگ های هووییِتم داره میزنه بیرونا[عصبانی] اصن کی به تو گفته بری این آت آشغالا بخوری هوو؟ ها؟ بوگو تا خودم ع وسط چون فروت نینجا به دو شقه متقارن تقسیمش بنموییم[عصبانی] چای سبز و سرخ رو بذار دم کوزه آبشو بخور هوو. اینا همش چرت و پرته واسه اینکه محصولات مزخرفیات خودشونو خورد مردم بدن و پول بزنن تو جیب. کی گفته چایی سیاه بده؟ ها؟ کی گفته این مزخرفاتُ؟ بیام تورو هم به دلیل اختشاش و عدم حمایت از چای شمال به حبس خانگی محکومت کنم در حالی که از سقف لیوانای ذرت مکزیکی با بیبی کرن و آویشن فراوان آویزون کردم؟![منتظر] واقعا آدم هووی گیلانی داشته باشه و این حرفارو بزنه، قباحت داره والا. جدیداً دوستای جدید پیدا کردی برضد من شدیا هوو. اصن بیام با همین حالت سرماخوردگی ماچ مالِت کنم که تا 60 روز نتونی لب به چایی بزنی؟هااااااااااااااااااااااااااااااا؟!![کلافه][عصبانی][ابرو]

آمیتیس

اولا که میدونم چای سبز و سیاه هردو از یک گیه بدست میان و دور و بر ما پر از باغ چاییه. وای که چه صفایی دارن[قلب], مهم اصالت نوشیدنه چاییه. یعنی از زمانی که مرحوم مغفور کاشف السلطنه چایی رو آورد به ایران,نوع سیاهش مرسوم بوده. ما پایبند سنت ها هستیم هوو جونم. درضمن, چای سبز و سرخ خر اسد[منتظر] بعشم, من حاضرم سلاطون بگیرم ولی چای سرخ نخورم.باز اون سبز رو حاضرم امتحان کنم ولی سرخ نه. یه ساله چایی سبز تو خونمون هست ولی هیشکی نمیره طرفش. درضمن,من چایی خورما,به یه چایی خور قهار ازین چیزا نمیگن. روزی سه لیوان چایی به اضافه دو سه تا هم فنجون چایی مینوشم.اصن درحد ذرت مکزیکی واسه تو هست. اصن تو رگهای من به جای خون,چایی جاریه,بهله[زبان]

آمیتیس

درضمن,تو پاشو بیا اینجا,من خودم بهترین چایی رو بهت میدم. هرچند چای درجه یک و دو همه صادر میشه و با برندهای خارجی تو بازار کشورهای دیگه بفروش میرسه. اونی هم که شما میخری,نه هندیه نه مال سیلان هست , فقط و فقط چایی انبار شده و چندین ساله و تاریخ گذشته هست که بهش رنگ زدن. اصلا اونارو نخور هوو جونم. یه سر با بابای مهربونت بیا گیلان ,بدترین چایی هم بخری باز خوبه. تمام[عصبانی]

آمیتیس

باشه حالا هوویی دیگه چاره ای نی! جهنم ضرر. اینم میفرستم برات دم در خونه [ابرو] ای به فدای هوویم بشوم من [بغل][ماچ][ماچ][قلب][بغل]