260.

تعادل روحی-روانی ندارم

یه روز هلاکه شعرهای سهراب سپهری اَم و همش دارم شعرای سهراب رو میخونم و کیف میکنم و لذت میبرم

روزه بعدش میرم تو کار حافظ و دیوان حافظ رو میگیرم دستم و تمام شعراشو میخونم خسته هم نمیشم

یه روز اینقدر خوب شعرای سهراب رو درک میکنم انگار خودم اونا رو گفتم

فرداش اونقدر محو شعرای حافظم که هر بیتشو که میخونم ته دلم غنج میره و حس میکنم

خودم دارم اون شعرا رو از ته دل میگم و تک تک بیتاشو با تمام وجود درک میکنم...

دیده شده گاهی هیچکدوم از این دوتا جواب گو نیست و کشته مُرده ی مولانا میشم

فرداش میزنم تو کار شعرای علیرضا آذر و شاعرای شناخته و ناشناخته ی جدید و امروزیه دیگه

+الان تو حال و هوای شعرای سهراب سپهری ام و دارم تو فضا و رو ابرا سیر میکنم یه

آهنگ لایتم گذاشتم که قشنگ با شعرایی که دارم از سهراب میخونم همخوانی داره

الان شدیدا احساسی اَم اصن یه وعضی میدونم فردا میزنم تو کار عرفان و فلسفه :|

+امیدی به شفای مغزم ندارمنیشخند

/ 5 نظر / 6 بازدید
البالو

تو خوب ميشي... ميدونم... من نذر كردم!! خخخخخخخ :))))

البالو

عزيزم اين طبيعيه!! ر كسي ممكنه سلايق كتفاتي داشته باشه در كنار هم! ربطي يه عدم تعادل نداره عزيزم!! منم شده چيزاي ضد و نقيض رو حتي دوست داشتم. تو كه ديگه همه اينا شعرن! فقط سبكشون فرق داره!! دوستت دارم نازنينم... [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

وحید53

اینا رو ول کن برو به درس هات برس بچه

علی

خب برو تو فاز عرفان وفلسفه ببینیم چجوری میشی..تو همون حالت یه پست بذار [لبخند]

پارسا

ببین فرخی سیستانی و عنصری و منوچهری هم شاعرن هااان خواستی اونا رو هم بخون بابا خو می رفتی ادبیات دیگه این قدر حرص سلولی ملکولی رو نمی خوردی