343.رها بزرگه خانه میشود ...دادارا دان

فردا دایی وسطی و مامانبزرگ میان که خاله رو ببرن تهران دوباره..این بار  علاوه بر بابا ,مامان هم

باید همراهشون بره ...این یعنی من و داداشی و گودزیلا فقط خونه ایم و

باید سه تایی بدون نظارت مامان بابا زیست کنیم آیکُن: به به چه شود

از همین الان مامان خونه رو منفجر شده و ترکیده توی ذهنش داره مجسم میکنه خخخخ

البته قبلا من و داداش دوتایی تنها زیست نمودیم ولی وجوده گودزیلا یکم دهشتناکه از همین الان

هی داره بهونه گیری میکنه....دلم برا جفتشون(داداشی و گودزیلا)کبابه چون قراره این چند روز

دستپخت منو در قالب سحری و افطار نوش جان نمایندشیطان انتقام تمام کرم ریزونی هاشون گرفته میشهنیشخند

اینجاست که میگن چوب خدا صدا نداره...جفتشون حقشونهاز خود راضی

/ 10 نظر / 12 بازدید
فاطمه

خدا به دادشون برسه[اضطراب]

مریم

دستور پخت برات بفرستم؟1[شیطان]

مریم

از اون دستور پخت ها که آدمکن سرِخوده![نیشخند]

پارسا

احساس می کنم زمین داره زیر پام می لرزه فکر کنم پیش لرزه ها رو دارم احساس می کنم

کوله پشتی

امام صادق عليه السلام فرمود: آنگاه كه روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.» التماس دعا دوستان[فرشته]

فاطمه

سلام گلم خوبی؟ نیستی کجایی خانوم خونه؟[بغل][نیشخند]

علی

سلام بربزرگ خانه[خداحافظ]

آمیتیس

خخخخخخ,اصن من هلاک شیوه مدیریتتم دیگه هوو جونم. میگم هوو جونم, این چند روز متدهای مدیریتی رو مو به مو یادداشت کن, ازس یه کتاب بنویسیم بلکن پیلدار شیم.[نیشخند]

lemon tart

اگه اون گودزیلا هم پسر باشه پس تو این چند روز مرد بار میان با این تعریفا ... : )