345.

نمیدونم چمه

دو سه شبی خوب بودم و تب نداشتم اما دیشب باز

بی خوابی و تب شدید و نفس تنگی...اونقدر داغ که دست و پاهام آتیش گرفته بود.

و هرچی دست و پامو شستم چندثانیه بعدش باز آتیش بود

الان زیاد تب ندارم اما هنوزم همونجوریه یه حس بدیه مثل تب سرد میمونه

انگاری یه عالمه پماد ترموراب زدن به بدنم همچین حسیه  ...هم داغه هم سرد :|

شاید امروز یا فردا برم دکتر ببینم چِم شده باز...قبلنا که رفتم دکتر گفت از اعصابه ولی

این بار خیلی شدیدتر و بدتره ...روحم خسته شده ....روحم دلش فرار میخواد.

/ 10 نظر / 24 بازدید
فاطمه

سلام من جای تو بودم زوده زود می رفتم دکتر

آمیتیس

الهی فدای روح خسته ت بشم هوو جونم. حست رو درک میکنم. میگم نکنه از کمبود آهنه, آخه باعث داغ شدن پا میشه

آمیتیس

ایشالا که چیز خالی نیست عزیزم [ماچ][بغل][ماچ]

علی

بازم ناامید[ناراحت]

مریم

[نگران]

مریم

باز زدی تو کار خود آزاری؟ گفتم به خودت برس خو! شایدم فیلمته که روزه نگیری![نیشخند]

فاطمه

ان شاالله که چیزی نیست[بغل][ماچ]

مریم

[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه] سوسکم نشدم دیدی؟! قبول باشه رهای نازنینم![چشمک]

علی

منظورم ازناامیدی ,,اونجاروگفتم که نوشتین روحت دلش فرارمیخواد بایه تب وبی خوابی ونفس تنگی زود بفکرپروازدادن روحتون میوفتین

البالو

[ماچ][ماچ][ماچ]