98.

دارم میمیرم عَ گشنگی بعد این همسایه پایینی اومده خونه مون

نشسته به حرف

هیجوووووووووووری هم نمیره خونه ش ناهارمونو کوفط کنیم

خودشم ناهار میل فرموده اومده اینجا وَره دله ما

خو من گشنمهگریه

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مادمازل72

خدا شره مهمونای بی موقعه رو کم کنه صلواااات...

فاطمه

به این وبم سر بزن خوشت اومد بلینکhttp://man69.mihanblog.com/

علی

والا همسایه خوب هم نعمتیه [چشمک]

علی

خب شما که تحمل گشنگی نداری برو تو اشپز*.....*کن ببخشید برو میل کن[نیشخند]

علی

سلام خیلی دلم برای پستهای زیباتون تنگ میشه اخه من 15 روزنیستم یه موقع نگی چرا نیومدم نظر بذارم؟؟؟؟؟ هروقت اومدم زود میام نظر میذارم[لبخند][لبخند]

علی

بمنم سر بزنیااااااا[گل] خب[گل]

s

وا خو ميخوردين ديه فوقش اونم يه لقمه ميزد يا اينكه خجالت ميكشيد ميرفت...