325.اولین شکست زندگیه رها

اولین شکست زندگیم....باید ثبت شه تا تبدیلش کنم به پیروزی

من موجودی بودم که تا الان شکست نخورده بود و الان برای اولین بار نوش جان کرده

منظورم از شکست مشکلات نیست و مسائل مالیه خانواده و یا چیزایی که دست خودم نیست و محیط و

دیگران روش اثر میذارن و اینا هم نیست

منظورم از شکست خوردن چیزی هست که خودم باعثش شدم یعنی خوده خودم شکست خوردم

تا حالا توی کارام و اهدافم شکست نخورده بودم و امسال برای اولین بار شکست میل نمودم

اولش شوکه بودم و میگفتم:من؟؟؟یعنی واقعا من شکست خوردم؟؟اونم کی ؟؟من؟؟؟منی که

همیشه به هرچی اراده کردم با یکم تلاش تونستم بهش برسم...مگه ممکنه؟؟؟

هنوزم یکم شوکه م ولی کم کم داره باورم میشه و کم کم دارم میفهمم که بله رها خانوم

 شکست خوردی!خب حتما تلاشت کافی نبوده...حتما راهو اشتباه رفتی...

فاطمه ی بیچاره هم دهنش داره مسواک میشه تا بهم بفهمونه بابا همچین 

چیز فجیعی هم نیست چرا کُپ کردی و یه شکست نصفه نیمه که اینقدر ارزش نداره خودتو آزار بدی و

داره جِرواجِر میشه که بهم بفهمونه چطوری باید برای

اولین بار با یه شکست مواجه شم و ازش به پیروزی برسم اصن دیگه روم نمیشه

بهش اس بدم خخخخخ... هنوز گیجم و هنوز از خودم ناراحتم

راستش یکم مغرور بودم یعنی چون همش به اهدافم میرسیدم مخصوصا توی تحصیل و

میتونستم اونی بشم که میخوام بدون این که فشار زیادی به خودم بیارم یکم مغرورم کرده بود

همیشه کافی بود یه هدف معین کنم و به سمتش حرکت کنم و کمی هم تلاش کنم ولی این بار

نشد ..اعتراف میکنم تلاشی نکردم براش ..خیلی کم تلاش کردم ...دسته کم گرفتمش

و اولین شکست زندگیمو تجربه کردم...حالا کم کم دارم به خودم میام و افکاره پراکنده م رو

دارم جمع و جور میکنم که جبرانش کنم و پل بسازم برای پیروزی....

حالا یاد گرفتم همیشه اونی نمیشه که من میخوام ..منم ممکنه شکست بخورم

حالا دارم دلایل شکستمو با کمک فاطمه بررسی میکنم و موشکافی میکنم که دیگه

اشتباهاتو تکرار نکنم

تازه من کسی بودم که اقرار به شکست برام سخت بود اما بخاطر اولین شکسته زندگیم

مجبور شدم شونصد دفعه برای این و اون اقرار کنم از بس هی ازم پرسیدن هوففف ...اعتراف میکنم سخت بودنیشخند

هنوزم اقراراتم ادامه داره خنثی فک و فامیل به این راحتیا ولم نمیکنن که :/

یعنی با هر اقراری که میکردم دهنی بود که از فاطمه  مسواک میشد...بدبخت این فاطمه

از دسته من چی میکشه طفلک 5 ساله داره منو تحمل میکنهقهقهه اسوه ی صبر و استقامته به غُرعان

+بله تازه فهمیدم شکست چه مزه ای داره ...نوش جونم حقم بود ..ولی دیگه نباید تکرار شه

+الان من یه جوونه تازه از زیر شکست در اومده ام باهام با مُلاطفت رفتار کنین مُهتاد نشمخجالت

+لوسم شست پاتونه تازشمزبان

+کامنتاتون رو بعد جواب میدم و بهتون سر میزنم پرشین هی فِس فس میکنه و

کامنتا رو درست باز نمیکنه حوصله ی فس و فوسه پرشین رو ندارم...بعد که اوضای پرشین بهتر شد جواب میدم

با تشکر :)

/ 4 نظر / 21 بازدید
فاطمه

یادته می گفتیم بخون تو جواب می گفتی از بس گفتین بخون دهنم مسواک شد!!! :| ولی آورین دختر گلم که خودت متوجه و متنبه شدی...مهتاد نشوها [نیشخند] خدایی یعنی تو خجالت هم می کشی؟![ابرو] آنچه گذشت مقدمه است

آمیتیس

الان یهنی شست پای من لوسه عایا؟ [سوال] ووووی هوو جونم، من از شکست خیلی میترسم ولی خب زیاد تجربه ش کردم.خخخخخ. اصن این دانشگاه لعنتی خودش بزرگترین شکست زندگیم بود. چی بگم والا اصن از اول اشتباه کردم که باعث شد شکست بخورم. من از اول اشتباهی بودم[خنثی]

خدا بخیر کنه باز قرص هاش رو نخورده

فاطمه

اصن جمله خیلی سنگینیه خودم توش موندم[خرخون]