247.

شب باشد

خاله کوچیکه درد داشته باشد و هی غلت بزند و ناله کند و همه خواب باشند و

تو هیچ کاری از دستت برنیاید و بنشینی وسط رختخوابت و

هی نگاهش کنی و غصه بخوری

دستِ آخر هم دراز بکشی و پتو را بکشی روی سرت و

آرام آرام گریه کنی و اشک بریزی و دلت بخواهد زودتر صبح شود


/ 0 نظر / 19 بازدید