8.

یه شب اس داد

میشه شماره تلفن خونه تونو بدی؟ منم فکر کردم شمارمو نداره و

برا خودش میخواد بهش دادیم شماره رو

دو روز بعدش یه خانمی زنگید برا خواستگاری که رَدش کردیم رفت

دیشب الهه اس داده میشه آدرس خونه تونو بدی برا کار اداری میخوام

عاغا ماهم با خودمون فکرکردیم گفتیم عِ این که آدرس مارو داره و

دوبار اومده دره خونمون و ازم جزوه گرفته بعد گفتم

حتما میخواد بده به یکی دیگه و اسم کوچه واینا رو دقیق میخواد

ودو هزاریم افتاد و جواب اسشو ندادم

اما امروز گفتم نکنه طفلی واقعا کاری چیزی داره وخیلی

موذیانه اس دادم به فاطمه گفتم به الهه بگو اسام بهش نمیرسه

میخواستم ببینم از فاطمه هم آدرس خواسته یا نه ولی از فاطمه چیزی نپرسیدم

امشب دیدم فاطمه جواب نداد خودم اس دادم به الهه گفتم

ببخشید دیشب اسام بهت نمیرسید(یه همچین آدم دروغ گو و پلیدی هستم من)

بعدم گفتم برا چه کاری میخوای؟

گفت مفصله بعد بهت میگم به عنوانه معرف تو رو معرفی کردم

بهت زنگ میزنن برا تحقیق

از بس خنگم بازم با خودم گفتم شاید رفته شرکتی جایی معرف میخواستن

منو دروغَکی معرفی کرده  ولی هی تو دلم میگفتم

الهه که اصن یه دونه دروغم نمیگفت و اهله این کارا نبود هیچوقت نمیاد بخاطر

کار و این حرفا دروغ بگه به شرکت یا موسسه ای از بس مثبته

دیدم زشته جواب اسشو ندم اس دادم گفتم

کدپستی و اینام بفرستم؟یادم بدی باید چی بگم بهشون اگه زنگیدن

اس داد گفت: نه بابا.بگو دختر خوبیم

دیگه مطمئن شدم هدفش چیه و خودمو زدم به اون راه و گفتم:

یعنی اگه زنگیدن باید بگم تو دختر خوبی هستی و اینا؟چه کاری هست حالا؟

اونم یا فهمید دارم میپیچونمش یا با خودش گفته وای این دیگه چه خِنگیه...

فعلا دیگه اس نداده...به هرحال هم تلفنمونو داره هم آدرسمونو

خداکنه سرخود کاری نکنه و بیخیال این قضیه شه اصلا حوصله ی

مشغَله ی فکری و اِسترس و حرص خوردن برا این چیزا رو ندارم

یعنی اصلا هیچ تصمیم و آمادگی برا ازدواج ندارم اصن شرایطش رو ندارم

نه من نه خانواده...نمیدونم شایدم دارم زیادی سخت میگیرم ولی

خب واقعا حالش نی ...گاهی که خیلی احساس تنهایی میکنم با

خودم میگم شاید با ازدواج یه همدم و همراه پیدا کنم اما زود به خودم

میگم نه الان زوده تو اصن آمادگی نداری واقعیتش تهِ دلم میترسم

نکنه ازدواج کنم بعد پشیمون شم از ازدواج نکنه طرف اصن با من جورنباشه

نکنه اونی نباشه که من میمخوام نکنه اصن خیانت کنه اصن اکثر مردا

رو اعصابن دختر بیکاری خودتو بندازی تو چاه داری راحت زندگی میکنی

بعد باخودم میگم دارم بی انصافی میکنم و ازدواج میتونه واقعا خوب باشه

اگه درست انتخاب کنی.... آخرم نتیجه گیری میکنمو میگم

به هرحال الان زوده ولش کن بعدم کی اصن میتونه

تو رو دوست داشته باشه ؟ پس فعلا رو دَرست تمرکز کن

هیچوقت ننشستم درست حسابی به

ازدواج و معیارام و تصمیماتم فکر کنم همیشه از فکر کردن بهش طفره رفتم

راستش تو این موارد اصن اعتماد بنفس ندارم و همیشه خودمو دسته کم میگیرم

از طرفی با خودم میگم هنوز زوده و بهتره فعلا فقط به فکره

قبولی تو ارشد باشم ومیگم 22سالته بذار از24سالگی به بعد

به ازدواج جدی تر فکر کن الان زوده...اصن هیچ آمادگی ای ندارم

فعلا زوده.....شایدم دارم خودمو گول میزنم...

خلاصه تصمیم دارم بپیچونمش و دیگه جواب ندم

+یادمه ف-ز بهم میگفت تو ازت بخاری بلند نمیشه و

حالا حالاها تا30-40 سالگی ازدواج نمیکنی خخخخخ

فکر کنم راس میگفتخنده خودم دارم به این نتیجه میرسم که

30-40سال که هیچ شاید تا آخر عمرم ترشیده بمونم خخخخخنیشخند

/ 6 نظر / 7 بازدید

سلام دوست عزیز مطالبت عالی بود من به تازگی بازی انلاین تراوین افتتاح کردم خواهش می کنم بیا ثبت نام و بعد بازی کن تا بفهمی چه هیجان و لذتی داره اگر هم در اخر بازی نفر اول شدی جایزه های نقدی وغیر نقدی بگیر باور کن خیلی بازی جذابی هست حتما ثبت نام کن تو بازی همه چیز اموزش داده میشه ادرس :www.metravian.ir

sahar

سلام دوست خوبم منم 71ای اک خوشحال میشم بهم سر بزنی....راستی متولدچ ماهی هستی مبخوام ببینم کی بزرگتره....خخخخخ

=

گفتيد اكثر مردا رو اعصابن:( ....البته الان كه بيشتر دقت ميكنم ميبينم راست ميگيد.مردا معمولا رو اعصاب خودشون هم هستن وخودشونم نميتونن با خودشون كنار بيان!;) البته بيشتر با خانما نميتونن كنار بيان:) .... چرا مي پيچونيد!؟ بزاريد بيان حالا شايد آدم خوب ومناسبي بودن. نهايتش اگه خوشت نيمد ميگي نه. .... اينكه ميگي حالش ني! حال چي ني!؟ وزنه ي 50 كيلويي كه نميخواي بلند كنه. همدم وهمراه وهمسر ميتونه خيلي خوب باشه,اگه معيارات درست باشن ودرست تصميم بگيري. .... اگر نخواستي ازدواج هم كني! , شوريده باش! با لفظ ترشيده مخالفم(نه البته بخاطر اينكه شور رو ترجيح ميدم!;) ...) بلكه برا اينكه گاهي تنها طي كردن مسير زندگي خيلي بهتره از همراه شدن با هر عابري!

=

دور از جانتون.....(ع.ر زدن رو میگم) ... در مورد اون زوج ها بالاخره زندگی بالا پایین داره .شاید خب عشق شون رو جلوی شما نمایش نمیدادن برخلاف بعضی ها که در ظاهر خوبن و در خانه نیمه خوب یا برخلاف کسایی که در ظاهر جلوی همه خوبن در خانه هم بازم با هم خوبن[لبخند] ...... اینجا که خیلی خوب حرف می زنید[چشمک]..خجالت نداره که.شما میخواهید معیارهاتون را با هم بررسی کنید و ببنید شرایطتون با هم همخوانی داره یا نه.... شاید زمانی که چایی داره هم میخوره رو نپسندید اما به این فکر کنید که بعد از اون به هم خوردن! ها چایی زندگی تون قراره شیرین بشه[لبخند] ........ اینکه میگید "بشورید" بهتره رو خوب اومدید[نیشخند]به نظرم فعلا از ظرف های خونه شروع کنید که کمک مادر هم کرده باشید[چشمک] .... ممنون.

=

تنبل نباش! تنبل ها به بهشت نمیروند!(واضحه بهشت در اینجا استعاره از خانه ی شوهر است[نیشخند] ) .. اگه قهوه خور باشه که چه بهتر اونجوری دیگه دلتو با چایی شیرین اشتباه نمیگیره که هی هم بزنه[لبخند]..فقط حواست باشه زندگی رو به کامت قهوه ی تلح نکنه[چشمک] اولش که دلت هم نخوره این خطرات رو داره!! ... ظرفای افطار بهترین گزینه است.وقتتم نمیگیره!! و اینجوری بیشتر وقت داری تا بیای نت یا نانای کنی و بری لواشکا رو بو کنی و آخرش هم اگه خسته شدی میتونی بعد از همه ی کارات و به پاس زحمات و خدماتت، در طول روز 5 دیقه ای درس بخونی برا ارشد[ناراحت] (خواستم به خودت بیای!)[لبخند]

=

ازدواج با فرد مناسب مهم تر از ارشده. و از ارشد(به عنوان هدف شما) مهم تر از بيهوده كاري!! ... بله بريد سراغش تا گزينه ي مناسب تري برا خودش پيدا!! نكرده:)