272.

بدجور خورد تو ذوقم...

دلم خیلی گرفت...شکست...

طوری که قلبم تیر میکشه و درد میکنه و به زور نفس میکشم

اما مهم نیست...اینم میگذره و فراموشم میشه...از پس اینم برمیاد

همین الانشم از پسش براومدم فقط ....فقط بغضمو دیگه نمیتونم نگه دارم

دلم میخواد زار زار گریه کنم و بغضمو بترکونم و دلمو خالی کنم

کاش تو خونه تنها بودم و میتونستم گریه کنم....

اعضای خانواده ی ما اینجور وقتا که میخوای تنها باشی به گونه ای در خونه پخش میشن که مربی تیم بارسلونا هم

نمیتونه اینجوری بازیکناشو تو زمین پخش کنه...

قلبم درد گرفت ...شکست....بدجوری شکست

روزام شبیه تابع سینوسی شده بالا پایین شاد...غمگین..شاد...غمگین...

قلبم داره میترکه :|

به یک آغوش, مونث و گامبو(به نحوی که توش گُم شم), جهت ترکاندن بغض و عرررررر زدن نیازمندیم

+کامنتا رو بعد تایید میکنم و جواب میدم معذرت میخوام

/ 0 نظر / 5 بازدید