62.

دیگه کاریه که شده.....دیگه گذشته...دیگه نمیخوام به خاطرش غصه بخورم

دیروز به فاطمه اس دادم و باهاش درد دل کردم و

بهش گفتم به خاطر اون تصمیمم الان غمباد گرفتم 

بهم گفت اتفاقا تصمیم درستی گرفتی و منم بودم همین تصمیم رو میگرفتم

بهم دلداری داد و خیالم رو راحت کرد که تصمیمم درست و به جا بوده

از امروز عصر هم باز عزمم رو جذب میکنم و

میشینم سر درس و مَخش و تمام تلاشم رو میکنم

بیخیاله دنیا زندگی همینه بالا پایین داره.... گاهی

دیگه پشیمونی سودی نداره فقط باعث میشه از آینده ت عقب بمونی .....

خدایا به امید خودت...

+هنوزم برای آلبالو جونم دعا کنین و برای سلامتیش صلوات بفرستین

موقع دعا و نماز یادِ آلبالوی منم باشین....یادتون نره ها....ممنونم

/ 2 نظر / 7 بازدید
علی

بچسپ به درس ومخشت بهتره بقول خودت :زیاد فکرشو نکن خدا رو داری اپم بازم مث همیشه سر بزن

فاطمه

سلام رهاجونی.خوشحالم همچین تصمیمی گرفتی[دست][پلک][ماچ] حتما دعا میکنم به روی چشم[لبخند]