316.وقتی رها مستهلک میشود

داداش درحالی که داره رو وایت بُرد اتاق یه چیزایی مینویسه: باید هزینه هامو کم کنم باید یه فکری کنم کمتر خرج کنم

من: منم که خرجی ندارم که بخوام کمش کنم

داداش : اوهوم تو که خرجی نداری فقط استهلاک داری

من:یعنی چی؟؟

داداش: یعنی داری مستهلک میشی از بین میری

+راستم میگه رسما تبدیل شدم به موجودی که خودشو تو خونه حبس کرده و به جز مواقعی که

بسیار ضروری باشه از خونه بیرون نمیره...باید یه فکری به حال خودم کنم تا بیشتر مستهلک نشدمخنثی

/ 5 نظر / 21 بازدید
مریم

خو یه سرگرمی ای چیزی برا ودت دست و پا کن البته نه از جنس اون جوش و... مثلا رو وایت برد بنویس: تصمیم فعلی من: مستهلک کردن برادر عزیزم+ نصب نرم افزار جاسوسی روی سیستمش! یکم بنویس دلم برا نوشته هات تنگ شده...

آمیتیس

قدر این لحظه های زندگیت رو بدون. قدر این خواهر و برادری های شیرین رو بدون هوو جونم چون هیچ وقت دیگه تکرار نمیشه. روزی میرسی به موقعیت من که حسرت این روزاتو میخوری. البته امیدوارم شماها خواهر و برادریتون تا ابد پایدار بمونه[افسوس]

آمیتیس

عزززززززززززیزمی با این لهجه ی شیرینت [ماچ][بغل][ماچ][بغل]

آمیتیس

خعلی لهجه مِشِدی بامزه س. از وقتی فیلم پایتخت رو دیدم ازش خوشم میاد [چشمک][ماچ]

آمیتیس

ووووی حالا چند وقتیه لینا با لهجه مشهدی تبلیغ میکنه انگده من شاد میشم که هربار که داره تبلیغ میکنه صداشو زیاد میکنم و نی نای نای دیگه بقیشو خودت بگیر [نیشخند][قهقهه][قهقهه]